سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

198

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

فإنه يفطر و يجب القضاء حيث يمكن كالمريض من غير فدية . و الأقوى أن حكمه كالشيخين يسقطان عنه مع العجز رأسا . و تجب الفدية مع المشقة . شرح فارسى : مرحوم مصنّف مىفرماين : كسى كه به مرض عطش مبتلاء و از بهبودى اين مرض مأيوس است حكمش همچون پيرمرد و پيره‌زن است و هرچه در آن دو گفتيم در حقّ وى نيز جارى است . شارح ( ره ) مىفرماين : كلمه ( عطاش ) بضمّ عين و آن مرضى است كه صاحب آن هرگز از خوردن آب سير نشده و از ترك شرب آب در طول روز متمكّن نميباشد . و چنانچه مرحوم مصنّف فرموده تكليف وى همچون شيخان اينست كه روزه‌اش را افطار نموده و سپس عوض هر روز يك مدّ طعام به فقير بدهد و اگر از مرض مزبور بهبودى يافت قضاء آن را نيز بجاى آورد . تنبيه [ حكم ذوالعطاش ] مرحوم مصنّف در مسئله ذو العطاش فرض بهبودى وى از مرض مزبور را نموده و قضاء را در اين صورت لازم دانسته ولى در بحث از حكم شيخان اين فرض را نكرد . جهتش اين باشد كه در ذو العطاش امكان زوال مرض امرى عادى و غالبا ممكن الوقوع است چه آنكه اكثر امراض عادتا رو به زوال و بهبودى هستند بخلاف عارضه ضعف ناشى از پيرى كه عكس مىباشد و جاى طرح اين مسئله هست كه در اينجا بگوئيم : بعد از حصول سلامتى و رفع مرض عطش اگر قضاء لازم شد آيا فديه نيز با آن واجب است يا نه ، اقوى اين است كه واجب است به همان